September 18, 2010

زنگ

صدای زبر زنگ تلفن که آمد
در آرامشم نشست و با خود ضربانم را برد
سلام داداشی...!
وای سلام خواهر جونم!!!
چقدر خوب است طنین صدایت از این همه دوری
و این پلپ پلپ قلبم است که آهسته می آید
آهسته آهسته دور می شود
دور تر
دور تر
ولی خیالم راحت است از این دوری
قلبم به تو باز می گردد
می دانم که مراقبش خواهی بود
و من ...

No comments:

Post a Comment